محمد تقي الأستر آبادي
ديباچه 6
شرح فصوص الحكمة
بنياد فرهنگ ايران ص 25 ) . داستان ققنس و خنياگرى آن از آن آورده شده است ( فهرست موسيقى نامهها ص 156 ) . 3 - فصوص الحكم ابن العربى كه به گفتهء صلاح الدين منجد او مىپنداشته است كه وى نخستين بار چنين نامگذارى كرده است . بر اين متن كوتاه چندين دانشمند ايرانى شرح و حاشيه به عربى و فارسى نوشتهاند : 1 - امير سيّد اسماعيل حسينى شغب غازانى درگذشتهء روز شنبه 18 محرم 919 در تبريز در 69 سالگى ، شاگرد علاء الدين على قوشچى و معين الدين ميبدى و جلال الدين دوانى ، كه به نام سلطان يعقوب بايندرى آق قويونلو ( 884 - 896 ) شرحى آميخته و كوتاه و روشن بر آن نگاشته و در روز آدينه 25 ع 2 / 896 آن را به پايان برده است . ( دانشمندان آذربايجان 39 - روضات الجنان كربلايى 1 : 434 و 588 تا 590 ) . از اين شرح 45 نسخه در فهرستها نشان دادهاند ، و هورتن آن را در 1905 - 1914 چاپ كرده و در استانبول در 1291 و در تهران به سال 1318 نيز چاپ شده است ( فهرست دانشگاه 3 : 100 و 281 ) در هامش برگ 1 نسخهء رامپور 103 حكمت ( 8088 M ( از همين شرح آمده است كه اين شرح از قطب شيرازى است از اين روى در دو فهرست رامپور و سالار جنگ همچنين نوشته شده است و بروكلمن و آتش و مژگان نيز فريفتهء آن شدند و شيرازى را از شارحان پنداشتند . 2 - سيد محمد بدر الدين ابو فراس حلبى از اين شرح به نام فصوص الكلم على فصوص الحكم گزين كرده و در آن روى هم 63 فص آمده است و آن در قاهره در 1335 به چاپ رسيده ( همان جا 101 ) . 3 - شرحى آميخته بر آن از گمنام كه در آن از صدراى شيرازى و مير داماد و شبسترى و مولوى و شيخ اشراقى شهيد و شارح كتاب او و كلينى ياد شده است .